سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

122

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

و بالجمله ، انسان در حين تولد هيولائى است بلاصور و ماده‌اى است بدون نقش و اثر ، و پدر و مادر و خويش و اقارب آنچه در خود دارند ، از اخلاق و سجايا و عادات و افكار ، در آن مولود جديد به مرور أزمان وديعه مىگذارند و به‌صورتى كه آنها را مقبول افتد ، او را مصور ساخته و آنچه ايشان را پسند آيد ، در او نقش مىكنند و آن را بعد از بىرنگى به لون خود رنگ كرده ، در جميع امور مماثل خويشتن مىسازند و اگر پدر و مادر و خويشاوندان متخّلق به اخلاق فاضله و متصف به آداب پسنديده و داراى افكار عاليه بوده باشند . البته آن مولود جديد را به واسطهء اكتساب اين امور ، كه بواعث حقيقيه نيكبختى است ، سعادت مطلقه دست خواهد داد . اولًا در مهوات [ 1 ] شقا و بدبختى و محفرهاى [ 2 ] اتعاب و رنجها و وادى بلايا و مصائب درافتاده به‌جهت رذائل و آداب ناستوده و افكار خسيسه‌اى كه از آنها استحصال نموده است ، از سعادت بالكليّه محروم مىگردد . و چون به احوال پدران و مادران نظر اندازيم ، ظاهر مىشود كه آنها غالباً از خود چيزى نداشته‌اند ، بلكه هرچه در ايشان بوده است از نيكى و بدى و استقامت و اعوجاج [ 3 ] ، همه به نهج ارث و وديعه بوده است و حلقات اين سلسله در آخر به علماء و دانشمندان و پيشوايان آنها منتهى خواهد گرديد . لهذا اگر ما ذرّه‌بين بصيرت و بينائى را بر ديده عقل نهاده ، از خباياى عقول هر امتى از امم و از زواياى نفوس هر قومى از اقوام و از مكامن عادات هر عشيرهء از عشائر ، تفتيش نمائيم ، به غير از افكار علماء و اخلاق دانشمندان و سيرت پيشوايان آنها ، هيچ چيز ديگر ، چه خرد بوده باشد چه بزرگ ، در ايشان نخواهيم ديد . پس فىالحقيقه ، سائق و قائد و روح حيات و محرك دولاب هر امتى از امم ، علماء و پيشوايان آن امت مىباشند و علماى آن قوم را اگر افكار عاليه و نفوس مهذبه و عادات جمليه بوده باشد ، هيئت مجموعهء ايشان را آناً فآناً نموّ و ازدياد و بهجت و نضارتى تازه دست خواهد داد و همگى آحاد آن به نخوت و شمم [ 4 ] و عزت نفس و سلامت طويّه و اتحاد كلمه و محبت تامّه و بصيرت و بينائى ، متصف خواهند گرديد و

--> [ 1 ] . جوّ و هوا يا فضائى كه در آن هوا مملو مىباشد . [ 2 ] . جاهاى كنده يعنى غارها و چاهها [ 3 ] . كجىها [ 4 ] . تكبر محمود